أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
370
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
فلاح نيابيد و از عذاب نرهيد . [ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 21 ] وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً ( 21 ) چنان كه ايشان را در خواب كرديم و برانگيختيم از خواب براى حكمتى ؛ همچنين مطّلع كرديم مردمان را برايشان ؛ و احوال ايشان ظاهر گردانيديم تا بدانند كه وعدهء خداى حقّ است در بعث و نشور و آنكه قيامت آمدنى است و در او شكّى نيست در وقتى كه برانگيختيم اصحاب الكهف را كه مردمان آن وقت خلاف ميكردند با يكديگر بعضى بحشر أرواح « 1 » ميگفتند ، و بعضى بحشر أجساد با أرواح ميگفتند ما ايشان را بر أصحاب الكهف اطّلاع داديم تا اعتقاد حشر اجساد كنند و بخفتن و بيدار « 2 » شدن بر حشر و نشر دليل سازند چون ايشان را بديدند و حال ايشان بدانستند ما جان أصحاب الكهف را برداشتيم مردمانى كه حاضر بودند گفتند : [ ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً ] بر ايشان بنيانى سازيد چنان كه در گورستانها سازند [ رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ] كه خداى ايشان عالمتر است بايشان تا ايشان خفتهاند يا مردهاند بعضى گفتند كه : كه : مردهاند ، و بعضى گفتند : نميرند ايشان تا قيامت ، و گفتهاند كه : منازعت اهل شهر در كار اصحاب الكهف بود از آنكه ايشان دو گروه شدند كافران گفتند : ما بر اينان بنانى و صومعهء كنيم كه اينان از نسب مااند ، و مسلمانان گفتند كه : بر اينان مسجدى كنيم كه از أهل دين مااند [ قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا ] گفتند : آنان كه بر كار ايشان غلبه كردند يعنى تندوسيس « 3 » الملك و اصحابش كه ما بر ايشان مسجدى بنا كنيم يعنى بر در اين غار تا
--> ( 1 ) - « بحشر ارواح » متعلّق است به گفتن يعنى معتقد بودند كه معاد روحانى است . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « آگاه » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « بندوس » و در بعضى ديگر : « قدّوس » و در بعضى ديگر : « تندورس » .